" ترانه سرایی نو با ایرج جنتی عطایی به مردم شناسانده شد "
ماهایا پطروسیان
ترانه و ترانه سرایی برای من معقوله ای ست حسی. زمانی که کتاب زمزمه های یک شب سی ساله را ورق می زدم بی اختیار ترانه ها را زمزمه می کردم، ترانه هایی که برایم خاطره اند و اجرایشان توسط خوانندگان نامدار خاطرات را خوش عطر کرده است.
ترانه های او با فرهنگ مردم کشورمان عجین شده است، ترانه هایی که رنگ و بوی اجتماعی شان بسیار قوی ست. جنتی عطایی با تکیه بر معضلات اجتماعی عاشقانه می سراید و مردم و کشورش را به خوبی می شناسد. کارهایش منحصر به فرد است و تکراری نیست.
همانطور که یک فیلم ماندگار می شود، یک موسیقی و یا یک کتاب ترانه نیز می تواند آن ماندگاری را داشته باشد که چند نسل زمزمه اش کنند.
اونیز این رمز ماندگاری را یافته است. تکنیک قوی و روح شاعرانه ی جاری در اشعارش باعث شده ترانه هایش در کوچه و بازار زمزمه گردد.
با نگاهی به تاریخ ترانه ایران از دهه چهل می بینیم که ترانه سرایی با ایشان به مردم شناسانده شد ومردم ازاین طریق ترانه و ترانه سرایی نو را شناختند ، البته اگر کسان دیگری هم بودند متاسفانه من نمی شناسم و یا شاید به این شدت تاثیرگذار و پرکارنبودند و در واقع ترانه هایشان به اندازه ترانه های ایشان ماندگارنشدند.
اشعارآقای جنتی عطایی به قدری تاثیرگذاراست که فکر می کنم بسیاری ازکارهایی که درایران و درخارج از ایران سروده می شود و سعی می شود که کارهای متفاوتی باشد تحت تاثیر کارهای ایشان است و این یعنی آقای جنتی عطایی برای نسل های بعد ازخودش بسیار تاثیرگذار بوده است واین اتفاقی ست که یک هنرمند برای تایید کارنامه کاریش می تواند به آن تکیه کند.
یاور همیشه مومن را مرورمی کنم، فریاد زیرآب ، بگو به ایران و همین لحظه با خودم فکرمی کنم، در بیست سال گذشته چه کم ترانه و آهنگ ماندگار داشته ایم. کارهایی که درخوشبینانه ترین حالت طول عمرشان بیش از یک سال نبوده از خواننده های نامدارمان که خارج از کشور هست، همان هایی که خاطره هایمان با صدایشان عجین شده نیز این سالها آثارشان دیگر تاثیر گذشته را ندارد. شاید یکی از دلایل این رکود این باشد که همه شبیه هم شده اند، همه شبیه هم می خوانند ،همه شبیه هم می نوازند و همین باعث شده که اصالت کارها از بین برود. هویت فردی و تفاوت ها کمرنگ شده اند وهمین باعث شده کارها حس و روحشان را از دست بدهند.
برای همین است که هنوز زمزمه می کنیم:
...
تو ای خاتون خواب من
من تن خسته را دریاب
مرا هم خانه کن تا صبح
نوازش کن مرا تا خواب*
...
* فریاد زیر آب، ایرج جنتی عطایی
ترانه های او با فرهنگ مردم کشورمان عجین شده است، ترانه هایی که رنگ و بوی اجتماعی شان بسیار قوی ست. جنتی عطایی با تکیه بر معضلات اجتماعی عاشقانه می سراید و مردم و کشورش را به خوبی می شناسد. کارهایش منحصر به فرد است و تکراری نیست.
همانطور که یک فیلم ماندگار می شود، یک موسیقی و یا یک کتاب ترانه نیز می تواند آن ماندگاری را داشته باشد که چند نسل زمزمه اش کنند.
اونیز این رمز ماندگاری را یافته است. تکنیک قوی و روح شاعرانه ی جاری در اشعارش باعث شده ترانه هایش در کوچه و بازار زمزمه گردد.
با نگاهی به تاریخ ترانه ایران از دهه چهل می بینیم که ترانه سرایی با ایشان به مردم شناسانده شد ومردم ازاین طریق ترانه و ترانه سرایی نو را شناختند ، البته اگر کسان دیگری هم بودند متاسفانه من نمی شناسم و یا شاید به این شدت تاثیرگذار و پرکارنبودند و در واقع ترانه هایشان به اندازه ترانه های ایشان ماندگارنشدند.
اشعارآقای جنتی عطایی به قدری تاثیرگذاراست که فکر می کنم بسیاری ازکارهایی که درایران و درخارج از ایران سروده می شود و سعی می شود که کارهای متفاوتی باشد تحت تاثیر کارهای ایشان است و این یعنی آقای جنتی عطایی برای نسل های بعد ازخودش بسیار تاثیرگذار بوده است واین اتفاقی ست که یک هنرمند برای تایید کارنامه کاریش می تواند به آن تکیه کند.
یاور همیشه مومن را مرورمی کنم، فریاد زیرآب ، بگو به ایران و همین لحظه با خودم فکرمی کنم، در بیست سال گذشته چه کم ترانه و آهنگ ماندگار داشته ایم. کارهایی که درخوشبینانه ترین حالت طول عمرشان بیش از یک سال نبوده از خواننده های نامدارمان که خارج از کشور هست، همان هایی که خاطره هایمان با صدایشان عجین شده نیز این سالها آثارشان دیگر تاثیر گذشته را ندارد. شاید یکی از دلایل این رکود این باشد که همه شبیه هم شده اند، همه شبیه هم می خوانند ،همه شبیه هم می نوازند و همین باعث شده که اصالت کارها از بین برود. هویت فردی و تفاوت ها کمرنگ شده اند وهمین باعث شده کارها حس و روحشان را از دست بدهند.
برای همین است که هنوز زمزمه می کنیم:
...
تو ای خاتون خواب من
من تن خسته را دریاب
مرا هم خانه کن تا صبح
نوازش کن مرا تا خواب*
...
* فریاد زیر آب، ایرج جنتی عطایی








ÙØ¸Ø±Ø§Øª0
Post a Comment
بازگشت >>