کدام ترانه سرا ؟ چرا ؟

نظر خواهی : ترانه آزادی

محمد نوري:

"ايرج جنتي عطايي " ايرج آن زمان كه با ما كار مي كرد خواسته هاي ما را خيلي خوب درك مي كرد او هميشه از بهترين ها بوده و هست تسلط عميقش به واژگان از ويژگي هاي كار اوست.

محمد علي بهمني:

ايرج جنتي عطايي، تسلط عميقش به واژگان را دوست دارم، او درگير روزمرگي هاي بازار ترانه نشد، دوستش دارم هم خودش را هم كلام معجزش را.

محمد سرير:

كار هر سه ترانه سرا را دوست دارم. جنتي عطايي، قنبري و سرفراز سه نگاه متفاوت بودند و هرسه در زمينه ترانه سلامت هستند.

فريدون شهبازيان:

حضور هر سه در عرصه ترانه سرايي باعث پيشرفت ترانه شد. ايرج جنتي عطايي را بيشتر دوست دارم و آثارش را مي پسندم و هنرش را تاييد مي كنم. پس از او مي توانم به ترتيب از اردلان سرفراز و شهيار قنبري ياد كنم.

جمشيد مشايخي:

هرسه ترانه هاي ماندگاري داشتند و از بين اين سه يكي را انتخاب كردن كار دشواريست. اما من به دليل اينكه با ايرج زندگي كردم در سال هاي قبل، بسيار خاطره از او دارم ايرج دوست من بوده، احساس خاصي به او دارم و با ترانه هايش بيشتر احساس نزديكي مي كنم.

داوود رشيدي:

اين سه ترانه سرا با يكديگر قابل مقايسه نيستند و هر سه جايگاه ويژه خودشان را دارند. به خاطر دوستي طولاني ام با اقايان جنتي عطايي و قنبري و احساس عاطفي كه به اين دو دوست دارم ترانه هايشان را نيز بيشتر حس مي كنم. ايرج جنتي عطايي و شهيار قنبري ترانه سرا هاي برگزيده من هستند.

كيومرث پوراحمد:

هرسه را دوست دارم.اين سه نام نقش مهمي را در ترانه سرايي نوين ايران ايفا كرده اند و آثار برجسته اي از خود به جاي گذاشته اند. از ايرج جنتي عطايي آثار صميمي تري شنيده ام. اما قنبري نيز ترانه هاي ارزشمندي دارد.

سيروس الوند:

نمي توانم يكي را از بين ديگري انتخاب كنم. من تسلط عميق ايرج را به كلام و واژه دوست دارم. روح شاعرانه شهيار قنبري را دوست دارم . خصوصيات بومي اردلان را حس می کنم .

داريوش فرهنگ:

من هرچه فكر مي كنم نمي توانم از بين اين سه ترانه سرا يكي را ترجيح بدهم. سه نگاه مختلف كه هرسه با نگاه متفاوتشان به عرصه ترانه و ترانه سرايي شخصيت بخشيدند.

سعيد سهيلي:

ايرج جنتي عطايي ترانه هايش باروحيه من سازگار است او ترانه سراي برجسته ايست. آثار او را مي پسندم.

بهمن زرين پور:

ايرج جنتي عطايي. بيشترين ترانه هاي ايرج محتواي بسيار محكم، پرنقض و ماندگاري داشته است. در كارهاي دوستان ديگر كارهاي پيش پا افتاده يا به اصطلاح غم نان هم مي شنويم و مي بينيم. اما ايرج كمتر به اين قضيه تن داده در ضمن او نه تنها يك ترانه سراي انديشمند بلكه شاعر نويسنده و نمايش نامه نويس قابلي نيز هست.

بهزاد فراهاني:

ايرج جنتي عطايي- شهيار قنبريهردو آغازگر ترانه نوين ايران بودند، انتخاب از بين اين دو دوست كمي سخت است. البته بايد بگويم كه ترانه هاي ايرج را هميشه زمزمه مي كنم.

رضا كيانيان:

ايرج جنتي عطايي، ترانه هاي ماندگارش را در جواني هميشه زمزمه ميكردم. هنوز هم وقتي يكي ازآن ترانه ها را ميشنوم همراه با ترانه به نوجواني و جواني هايم سفر مي كنم. ترانه هاي جنتي عطايي اتفاق خوشايند ترانه ايران زمين است.

ميون اين همه كوچه كه بهم پيوسته

كوچه قديمي ما كوچه بن بسته

رضا رويگري:

شهيار قنبري- اردلان سرفرازهردو را دوست دارم. هرچند كه آثارشان باهم بسيار متفاوت است. ترانه هاي اردلان سرفراز بسيار حسي ، قوي وروان است. سال ها پيش يك ترانه از ايشان خواندم كه هيچ وقت منتشر نشد.شهيار قنبري نيز با واژه هاي بكرش تكرار نا شدني است.

بهروز بقائي:

ايرج جنتي عطايي،شهيار قنبري و اردلان سرفراز سه نام كه اوج را به ياد مي آورند. نمي شود ترانه هاي ماندگار اين سه ترانه سراي اسطوره اي را از خاطر برد. هرسه را دوست دارم. اما ايرج جنتي عطايي را به لحاظ آشنايي در زمان هاي دور در دانشكده هنرهاي دراماتيك بيشتر لمس كردم. ايرج هميشه در قلبم جايگاه ويژه اي دارد.

بيژن امكانيان:

اين سه ترانه سرا آغازگر ترانه نوين در ايران بودند و در پيشبرد ترانه گام مؤثري داشتند.شخصاً ترانه هاي ايرج جنتي عطايي را بيشتر مي شناسم چرا كه با نسل من نزديك تر بودند.

امين تارخ:

شهيار قنبريترانه هايش تصويري تر است و لطافت و ظرافت هاي شاعرانه در كارهاي او زياد است. محتواي ترانه هايش معمول و در دسترس نيست و در غالب فضاي شاعرانه و لطيف زيبايي مي آفرينند.

ماهايا پطروسيان:

ايرج جنتي عطايي را دوست دارم ، شيوايي كلامش را مي پسندم. او با واژه هايي كه خاص اوست با هر نسلي ارتباط برقرار مي كند. اگر بخواهم از ترانه هايش يكي را انتخاب كنم دچار سرگيجه مي شوم هريك اعجاز خودش را دارد.

پولاد كيميايي:

ايرج جنتي عطايي او شاعر برجسته ايست، واژه هاي عميق را مي فهمد و مي شناسد. ترانه هايش را هر نسلي حس مي كند.

مرجان محتشم:

ايرج جنتي عطايي هرسه آغاز گر ترانه نوين ايران بودند اما از كودكي با ترانه هاي جنتي عطايي بيشتر آشنا شدم، چرا كه بيشتر ترانه هايي كه مي شنيدم از او بود. شهيار قنبري نيز ترانه هاي ماندگاري دارد من فكر مي كنم آثار اين دو ترانه سرا برايم با مفهوم تر و قابل لمس تر بوده است.

مهناز افشار:

ایرج جنتی عطایی ، ترانه هایش متفکرانه است. ترانه سرای ارزشمندیست با ترانه هایش احساس صمیمیت می کنم.

شاهكار بينش پژوه:

ايرج جنتي عطايي، اردلان سرفراز، گاه با خود مي انديشم ، اگر تنها همين دو نام در ترانه نمي بود چه عاجزانه هنوز در باب بشكن و پنج سيري و آروغِ فرهنگ اين بوم رقم مي خورد كه:آهاي آهاي گل پري جون! بله...

نيلوفر لاري پور:

ايرج جنتي عطايياو براي من مفهوم ترانه است، اعتبار ترانه و اگر ترانه امروز دوباره نفس مي كشد، اگر نسل من جان دوباره اي در كالبد مرده ترانه دميد، همه به جوهره ترانه هاي اوست كه سال ها به جاي خون در رگ هايمان مي دويد و تا هزاران سال پس از من هم باقيست.

افشين يداللهي:

در ارجمند بودن همه بزرگان ترانه،هيچ سخني نيست و از اين ميان يك تن را نه تنها براي ترانه هايش كه بي ترانه هم دوست دارم : ((ایرج جنتی عطایی )) .

مريم حيدرزاده:

شهيار قنبري، به نظر من ايشان كاملا متفاوت مي نويسد و هميشه حرف هاي تازه اي براي گفتن دارد. بنابراين شهيار قنبري ترانه سراي برگزيده من است.

بابك صحرايي:

ايرج جنتي عطايي، به نظر من بهترين ترانه سراي تاريخ ادبيات ايران است.وقوف او بر اسرار كلمات و توجه او به عنصر زبان و كشف ابعاد نو در زنجيره گفتار و ساحت هاي كلمه شخصيتي منحصر به فرد به ترانه هايش بخشيده است.


 


Home Page

Articles

Poems

Interview

Yadman

News

Archive

Archive

پیام ها

Copyright 2005-2006 Golesorkhetaraneh.com,
Contact : info@golesorkhetaraneh.com