«آشپزخونه» ، اثري متفاوت از جنتی عطایی
حمید رضا صمدی
گاهي اوقات در مواجهه با برخي از ترانه هاي سروده شده توسط ديگران به اين فكر مي افتيم كه اي كاش اين ترانه توسط ما سروده مي شد ؛ دغدغه اي كه ممكن است براي بسياري از كساني كه به ترانه سرائي و يا به شكلي كلي تر به انجام كارهاي هنري مي پردازند پيش آمده باشد؛ اما آنچه در اين نوشته قصد پرداختن به آن را دارم شكلي ديگر از اين دغدغه است؛ بي شك بسياري از شما ترانة«آشپزخونه» را شنيده ايد؛ اثري ماندگار از بزرگمرد ترانة ايران «ايرج جنتي عطائي» ، با ملودي و تنظيمي زيبا از «بابك بيات» و اجرائي شنيدني از «گيتي پاشائي» ؛ ترانه اي كه هر بار شنيدنش مرا مسحور خود مي نمايد . آنچه در مورد اين ترانه ذهن نگارنده را به خود مشغول كرده دغدغه ايست نه از نوعي كه پيشتر ذكر شده ، بلكه تمايلي شديد به سرودن شعري عاشقانه و با حسي مردانه بر روي اين ملودي زيباست ؛ فكري كه هنوز به مرحلة عمل نرسيده است ، و شايد يكي از دلايل اين تمايل اين است كه بابك بيات اين ملودي را با ذهنيت اجرا براي يك خوانندة زن نساخته است .
ترانة« آشپزخونه» بي شك يكي از موفقترين ترانه هاي زنانة تاريخ موسيقي پاپ ماست؛ آن هم با نگاهي سنتي به زن ايراني ؛و جالب اينكه ترانه سرائي مرد (جنتي عطائي) با قدرت از پس بيان يك حس كاملاًِ زنانه بر آمده است؛ اين ترانه يكي از ترانه هائيست كه در مقطع شكوفائي موسيقي پاپ ايران (دهة50) سروده و اجرا شده است و جنتي عطائي با همان جهان بيني خاص خود به خوبي از انجام اين وظيفه بر آمده است و نكتة جالبتر اينكه اين ترانه بر اساس ملودي سروده شده است؛ دوستاني كه تجربة كار بر اساس ملودي را دارند به سختي اين كار واقفند؛ جائي كه ترانه سرا بايد علاوه بر رعايت تلفيق صحيح كلام با موسيقي( چيزي كه متاسفانه بسياري از دوستان آهنگساز و ترانه سرا توجهي به آن ندارند!) شاعرانگي اثر را نيز حفظ نمايد؛ اينجاست كه قدرت ترانه سرا بروز مي يابد ؛ جائي كه ترانه اي زنانه بر روي ملودي با رعايت كامل تلفيق صحيح كلام و موسيقي و حفظ شاعرانگي توسط ترانه سرائي مرد سروده مي شود! واين ترانه سرشار از تصاوير زيبائي است كه به كرات در كارهاي ديگر جنتي عطائي نيز مشاهده مي شود؛ تصاويري مانند «چشاي ساعتارو خواب مي گيره» يا «ميون آينة ظرفا طرح تنهائي رو ديدن» ويا «زندگي تو خونه بي تو ، يه ماهي توي بن بست يه شيشه س» ؛ و اينجاست كه دليل ماندگاري ترانه سرائي مثل «ايرج جنتي عطائي» مشخص مي گردد؛ چرا كه در خلق هر اثري حتي اثري سفارشي و زنانه، در عين اينكه خود را رعايت نموده و به جهان بيني خود احترام ميگذارد، اثري باور پذير را مي نويسد و اين شعار را به منصة ظهور مي رساند كه: ترانه سرا موظف است كه نه تنها براي دغدغه ها و دردهاي خود بلكه براي جامعه و افراد پيرامون خود نيز بنويسد.
و سخن پاياني اينكه با توجه به تمام تمايلي كه براي نوشتن ترانه بر روي اين ملودي با من است با توجه به تمام نكات فوق الذكر هنوز راضي به انجام اين كار نشده ام؛ اما شايد روزي اين كار را انجام دهم .
تهران - مهر ماه 85
حميد رضا صمدي
گاهي اوقات در مواجهه با برخي از ترانه هاي سروده شده توسط ديگران به اين فكر مي افتيم كه اي كاش اين ترانه توسط ما سروده مي شد ؛ دغدغه اي كه ممكن است براي بسياري از كساني كه به ترانه سرائي و يا به شكلي كلي تر به انجام كارهاي هنري مي پردازند پيش آمده باشد؛ اما آنچه در اين نوشته قصد پرداختن به آن را دارم شكلي ديگر از اين دغدغه است؛ بي شك بسياري از شما ترانة«آشپزخونه» را شنيده ايد؛ اثري ماندگار از بزرگمرد ترانة ايران «ايرج جنتي عطائي» ، با ملودي و تنظيمي زيبا از «بابك بيات» و اجرائي شنيدني از «گيتي پاشائي» ؛ ترانه اي كه هر بار شنيدنش مرا مسحور خود مي نمايد . آنچه در مورد اين ترانه ذهن نگارنده را به خود مشغول كرده دغدغه ايست نه از نوعي كه پيشتر ذكر شده ، بلكه تمايلي شديد به سرودن شعري عاشقانه و با حسي مردانه بر روي اين ملودي زيباست ؛ فكري كه هنوز به مرحلة عمل نرسيده است ، و شايد يكي از دلايل اين تمايل اين است كه بابك بيات اين ملودي را با ذهنيت اجرا براي يك خوانندة زن نساخته است .
ترانة« آشپزخونه» بي شك يكي از موفقترين ترانه هاي زنانة تاريخ موسيقي پاپ ماست؛ آن هم با نگاهي سنتي به زن ايراني ؛و جالب اينكه ترانه سرائي مرد (جنتي عطائي) با قدرت از پس بيان يك حس كاملاًِ زنانه بر آمده است؛ اين ترانه يكي از ترانه هائيست كه در مقطع شكوفائي موسيقي پاپ ايران (دهة50) سروده و اجرا شده است و جنتي عطائي با همان جهان بيني خاص خود به خوبي از انجام اين وظيفه بر آمده است و نكتة جالبتر اينكه اين ترانه بر اساس ملودي سروده شده است؛ دوستاني كه تجربة كار بر اساس ملودي را دارند به سختي اين كار واقفند؛ جائي كه ترانه سرا بايد علاوه بر رعايت تلفيق صحيح كلام با موسيقي( چيزي كه متاسفانه بسياري از دوستان آهنگساز و ترانه سرا توجهي به آن ندارند!) شاعرانگي اثر را نيز حفظ نمايد؛ اينجاست كه قدرت ترانه سرا بروز مي يابد ؛ جائي كه ترانه اي زنانه بر روي ملودي با رعايت كامل تلفيق صحيح كلام و موسيقي و حفظ شاعرانگي توسط ترانه سرائي مرد سروده مي شود! واين ترانه سرشار از تصاوير زيبائي است كه به كرات در كارهاي ديگر جنتي عطائي نيز مشاهده مي شود؛ تصاويري مانند «چشاي ساعتارو خواب مي گيره» يا «ميون آينة ظرفا طرح تنهائي رو ديدن» ويا «زندگي تو خونه بي تو ، يه ماهي توي بن بست يه شيشه س» ؛ و اينجاست كه دليل ماندگاري ترانه سرائي مثل «ايرج جنتي عطائي» مشخص مي گردد؛ چرا كه در خلق هر اثري حتي اثري سفارشي و زنانه، در عين اينكه خود را رعايت نموده و به جهان بيني خود احترام ميگذارد، اثري باور پذير را مي نويسد و اين شعار را به منصة ظهور مي رساند كه: ترانه سرا موظف است كه نه تنها براي دغدغه ها و دردهاي خود بلكه براي جامعه و افراد پيرامون خود نيز بنويسد.
و سخن پاياني اينكه با توجه به تمام تمايلي كه براي نوشتن ترانه بر روي اين ملودي با من است با توجه به تمام نكات فوق الذكر هنوز راضي به انجام اين كار نشده ام؛ اما شايد روزي اين كار را انجام دهم .
تهران - مهر ماه 85
حميد رضا صمدي








ÙØ¸Ø±Ø§Øª0
Post a Comment
بازگشت >>