"تاثیر ترانه های ایرج جنتی عطایی در ترانه نوین " افشین یداللهی

تاثیری که آقای جنتی عطایی در ترانه نوین داشتند از چند جنبه قابل بررسی است از آن جهت که استانداردی را از لحاظ رعایت اصول ادبی در ترانه هایشان داشتند به طوریکه با حضور ایشان و چند نفر از بزرگان دیگرو به خصوص آقای جنتی عطایی توقع از ترانه و ترانه سرا بالا رفت یعنی ایشان باعث شدند که یک سلسله اصول صرف و نحو و اصول رعایت قوانین و ارتباطات و استفاده از تمثیل ها و استعاره ها و در واقع مایه گذاشتن برای ترانه باب بشود، قبلاً ترانه هایی با همان فضاهایی قدیمی مثل شعرهای عراقی ، می و معشوق و باده و زلف نگار و .... وجود داشت ولی با حضور آقای جنتی عطایی فضاهای جدیدی و حال وهوای متفاوتی وارد ترانه شد. پس اگر بخواهم خلاصه کنم، یکی از نظر حال و هوا، دیگری از نظر کیفیت و رعایت اصول در ترانه که این ترانه یک شعر محکمی هم باشد، ارتباط محور عمودی و عرضی که اینها هم رعایت می شد یعنی انسجام ترانه از نظر مفهوم از نظر تکنیک و هم از نظر مضامین نوعی که ایشان وارد ترانه کردند. موردی که در ترانه های آقای جنتی عطایی میتوان بدان اشاره کرد این است که ایشان به عشق به عنوان یک اتفاق پیش پا افتاده نگاه نمی کنند زاویه دیدشان به عشق یک زاویه تحقیر کننده ویا لزوماً یک زاویه زجه زننده و التماس کننده نیست هرچند که در بعضی از ترانه هایشان می بینیم که به معشوق ابراز نیاز می کنند ولی هیچ گاه این ابراز نیاز در فضای کلی ترانه های آقای جنتی عطایی یک فضای ضعف و حقارت نبوده.
همچنین از از نظر تنوع مضمون ها، علی رغم اینکه آقای جنتی شاید به یک ترانه سرایی که عاشقانه های بسیار عمیق و تاثیرگذاری دارند مشهور باشند ولی با یک نگاه اجمالی هم می توان دریافت که چیزی حدود 50 درصد ترانه های ایشان مضمون های اجتماعی یا اجتماعی عاشقانه دارند که در واقع جنبه اجتماعی ترانه ها به بخش عاشقانه ترانه ها غالب است.
نکته دیگری که در ترانه های آقای جنتی عطایی قابل اشاره است این است که زمانی که ایشان از زبان یک زن در ترانه هایشان صحبت کردند کاملاً آن زنانگی در ترانه حس می شود چیزی که شاید در ترانه های حاضر ما به دلیل محدودیت صدای زن کمتر امکان تمرینش بوده است. حال به همین موازات وقتی ایشان یک ترانه مردانه می گویند آن ترانه بسیار حماسی و مردانه است. فرضاً اگر قصد داشته باشند فضای ترانه فضایی حماسی باشد یا بخواهند عشقی حماسی را مطرح کنند یا اینکه از جانب یک مرد در موضوعی عاشقانه صحبت کنند یا حتی اجتماعی این حس مردانه کاملاً احساس می شود و اگر یک زن قرار باشد ترانه ای را اجرا کند آن لطافت و احساس های زنانه کاملاً در آن ترانه وجود دارد.
کلام ایرج جنتی عطایی شاید مجموعاً یک ترانه فاخر را به ذهن متبادر کند اما با مرور کردن ترانه ها به ترانه هایی می رسیم که بسیار ساده سروده شده اند، یعنی در کنار ترانه هایی مانند طلایه دار یا رسول رستاخیز ترانه هایی را می شنویم و می خوانیم مانند " خوابم یا بیدارم؟ تو با منی با من!/ هم راه و هم سایه نزدیک تر از پیرهن" یعنی می بینیم که این تنوع در کلام بسیار به چشم می آید یعنی ایشان هم می توانند ترانه هایی بسیار ساده و روان و صمیمی را بگویند و از سوی دیگر می توانند ترانه هایی فاخر را بنویسند.
یعنی یک طیفی را شامل می شود که هر دو سر طیف را آقای جنتی عطایی درش تسلط داشتند و دارند.
ترانه هایی که ایشان روی ملودی کار کردند ترانه هایی بوددند که بسیار خوب روی ملودی نشستند و ایشان بسیار عالی تلفیق را در آنها رعایت کردند.
ترانه های ایرج جنتی عطایی امضاء دارند ، ما بعد از شنیدن یک ترانه به سادگی می توانیم بفهمیم که این ترانه از ایشان است و این می تواند یک نقطه قوت برای ترانه سرا و یک ترانه باشد، علی رغم تنوع های مختلف کسی که طیف کاری ایشان را بشناسد به سرعت می تواند بفهمد این کار متعلق به ایشان است.
مورد بسیار مهم دیگری که وجود دارد این است که ایشان حرمت زیادی برای ترانه قائل هستند مشخصه ای که کمتر در بین ترانه سرا هایی که تعدادشان هم کم نیست می توان پیدا کرد و دید.
ایشان برای آثار تولیدی خودشان و سروده هایشان ارزش زیادی قائل هستند پایبندی ایشان به رعایت احترام ترانه و جایگاه ترانه که حاضر نمی شوند تحت هر شرایطی به هر کاری تن در بدهند. یعنی در واقع در بدترین شرایط که شاید شرایط مالی باشد حاضر نشدند با هر کسی کار کنند یا ترانه هایشان را به هر کسی واگذار کنند و این وسواس و پایبندی به حرمت هنری که در آن کار می کنند یکی از مهمترین اصولی است که می تواند در ماندگار شدن یک ترانه سرا و یک هنرمند تاثیر گذار باشد.
مورد دیگر که باید به آن اشاره کنم تاثیری است که ایشان در ترانه سراهای بعد از خودشان گذاشتند.
می توان گفت اکثر کسانی که پس از وقفه ای ای که بعد از انقلاب در ترانه و موسیقی پیش آمد شروع به کار کردند یا به آقای جنتی عطایی تاسی کردند یا به آقای قنبری یا اردلان سرفراز و با توجه به تجربه ای که من دارم و دیده ام اکثریت از آقای جنتی عطایی شروع کردند یعنی درصد بیش تر ترانه سراهای نسل جدید با استفاده کردن از همان فضایی که آقای جنتی عطایی در ترانه هایشان را داشتند و با الهام گرفتن از آنها ترانه را شروع کردند حالا بعضاً این مرحله را پشت سر گذاشتند و به کلام مستقل خودشان رسیدند و یک عده دیگری هم به قدری تحت تاثیر این فضا ماندند که دارند همان مسیر را ادامه می دهند که البته من فکر میکنم برای شروع کردن این مورد شاید خوب باشد اما برای ادامه نه.
مورد مهم دیگری که وجود دارد رویکرد جدید ایرج جنتی عطایی ست در ترانه ای مثل ترانه به من چه،
در این ترانه با اینکه مستقیماً به بطن معضلات اجتماعی اشاره می کند اما باز می بینیم که ترانه از استعاره و شاعرانگی خالی نیست به عنوان مثال تصویر " نیلوفر روی آب" یا " قفس بارون کابوس کبوتر" اینها همه استعاره ها و شاعرانگی هایی ست که ادامه دارد ولی در کنارش ایشان مستقیم به موضوع پرداخته اند این ترانه به نظر بسیار ترانه زیباییست چرا که در آن پا به پای هم استعاره و مستقیم گویی با هم پیش می روند. یا مثلا " تو بهت رعشه و رگ گرد و سوزن" همین کلمه بهت در این ترانه کارکردش بسیار قابل تامل است درست است که بهت می تواند حسی باشد که یک فرد معتاد در لحظاتی ازنشئگی یا خماری تجربه می کند اما این کلمه بهت در ترانه یک کارکرد شاعرانه پیدا کرده یک کار کرد دوسویه.
وآخرین نکته این که شهامت ایرج جنتی عطایی در کارهای جدیدشان قابل ستایش است، همین قدر که آقای جنتی عطایی این شهامت را دارند که وقتی در فضایی کاملاً تثبیت شده و شناخته شده هستند و قلدر حضور چندین ساله داشته اند می آِیند و فضاهای جدیدی را تجربه می کنند، که البته نشان دهنده هوشمندی ایشان است چرا که در این زمان حاضر که انواع و اقسام ترانه هایی که تکرار یک سری کلمات هست تا ترانه هایی که یک سری اصوات بی معنی هستند وارد محدوده ترانه شدند ماندن در فضای ترانه های قدیمی
آقای جنتی عطایی یک مقداری انسان را از مسیر پر سرعتی که ترانه در حال طی کردنش است دورمی کند و به هرحال آقای جنتی عطایی به عنوان یک فرد خلاق این را حس کرده اند که کلامی که در دهه پنجاه استفاده می کردند و فوق العاده هم تاثیر گذار بوده شاید در دهه هشتاد باید کمی تغییر پیدا کند و خوب زمانی که کسی تصمیم می گیرد فضایی جدید و نو را تجربه کند کاملاً به آن تسلط و به بی عیب و نقصی که سالها آن را تجربه کرده است نمی تواند باشد اما مسلما شخصی مثل آقای جنتی عطایی می توانند خیلی سریع تر به آن یک دستی و اقتداری که در کارهای قبلی داشتند برسند. و البته این موضوع قابل اهمیت است که آقای جنتی عطایی سالهاست که از ایران دور هستند و ممکن است خیلی از اصطلاحات برایشان غریب باشد هرچند که فضای اجتماعی ما رو دنبال کنند اما حضور نداشتن در بطن ماجرا برای یک ترانه سرا که با کلام سر و کار دارد آن هم کلام به ترانه ارتباط مستقیم با مردم دارد یعنی حتی از شعر هم بیشتر با مردم ارتباط دارد یا بهتر است بگویم برخاسته از مردم است پس این کار ایشان را سخت تر از کار ما ترانه سراهایی می کند که در داخل کشوریم پس بنابراین اگر ایشان این تجربه ها را انجام می دهند کاری بسیار دشوار تر از کاریست که ما می کنیم چیزی که بسیار روشن است این است که ایرج جنتی عطایی کارش را بسیار خوب بلد است و مطمئنا به زودی اتفاق های تازه تری را در ترانه هایشان خواهیم دید.
همچنین از از نظر تنوع مضمون ها، علی رغم اینکه آقای جنتی شاید به یک ترانه سرایی که عاشقانه های بسیار عمیق و تاثیرگذاری دارند مشهور باشند ولی با یک نگاه اجمالی هم می توان دریافت که چیزی حدود 50 درصد ترانه های ایشان مضمون های اجتماعی یا اجتماعی عاشقانه دارند که در واقع جنبه اجتماعی ترانه ها به بخش عاشقانه ترانه ها غالب است.
نکته دیگری که در ترانه های آقای جنتی عطایی قابل اشاره است این است که زمانی که ایشان از زبان یک زن در ترانه هایشان صحبت کردند کاملاً آن زنانگی در ترانه حس می شود چیزی که شاید در ترانه های حاضر ما به دلیل محدودیت صدای زن کمتر امکان تمرینش بوده است. حال به همین موازات وقتی ایشان یک ترانه مردانه می گویند آن ترانه بسیار حماسی و مردانه است. فرضاً اگر قصد داشته باشند فضای ترانه فضایی حماسی باشد یا بخواهند عشقی حماسی را مطرح کنند یا اینکه از جانب یک مرد در موضوعی عاشقانه صحبت کنند یا حتی اجتماعی این حس مردانه کاملاً احساس می شود و اگر یک زن قرار باشد ترانه ای را اجرا کند آن لطافت و احساس های زنانه کاملاً در آن ترانه وجود دارد.
کلام ایرج جنتی عطایی شاید مجموعاً یک ترانه فاخر را به ذهن متبادر کند اما با مرور کردن ترانه ها به ترانه هایی می رسیم که بسیار ساده سروده شده اند، یعنی در کنار ترانه هایی مانند طلایه دار یا رسول رستاخیز ترانه هایی را می شنویم و می خوانیم مانند " خوابم یا بیدارم؟ تو با منی با من!/ هم راه و هم سایه نزدیک تر از پیرهن" یعنی می بینیم که این تنوع در کلام بسیار به چشم می آید یعنی ایشان هم می توانند ترانه هایی بسیار ساده و روان و صمیمی را بگویند و از سوی دیگر می توانند ترانه هایی فاخر را بنویسند.
یعنی یک طیفی را شامل می شود که هر دو سر طیف را آقای جنتی عطایی درش تسلط داشتند و دارند.
ترانه هایی که ایشان روی ملودی کار کردند ترانه هایی بوددند که بسیار خوب روی ملودی نشستند و ایشان بسیار عالی تلفیق را در آنها رعایت کردند.
ترانه های ایرج جنتی عطایی امضاء دارند ، ما بعد از شنیدن یک ترانه به سادگی می توانیم بفهمیم که این ترانه از ایشان است و این می تواند یک نقطه قوت برای ترانه سرا و یک ترانه باشد، علی رغم تنوع های مختلف کسی که طیف کاری ایشان را بشناسد به سرعت می تواند بفهمد این کار متعلق به ایشان است.
مورد بسیار مهم دیگری که وجود دارد این است که ایشان حرمت زیادی برای ترانه قائل هستند مشخصه ای که کمتر در بین ترانه سرا هایی که تعدادشان هم کم نیست می توان پیدا کرد و دید.
ایشان برای آثار تولیدی خودشان و سروده هایشان ارزش زیادی قائل هستند پایبندی ایشان به رعایت احترام ترانه و جایگاه ترانه که حاضر نمی شوند تحت هر شرایطی به هر کاری تن در بدهند. یعنی در واقع در بدترین شرایط که شاید شرایط مالی باشد حاضر نشدند با هر کسی کار کنند یا ترانه هایشان را به هر کسی واگذار کنند و این وسواس و پایبندی به حرمت هنری که در آن کار می کنند یکی از مهمترین اصولی است که می تواند در ماندگار شدن یک ترانه سرا و یک هنرمند تاثیر گذار باشد.
مورد دیگر که باید به آن اشاره کنم تاثیری است که ایشان در ترانه سراهای بعد از خودشان گذاشتند.
می توان گفت اکثر کسانی که پس از وقفه ای ای که بعد از انقلاب در ترانه و موسیقی پیش آمد شروع به کار کردند یا به آقای جنتی عطایی تاسی کردند یا به آقای قنبری یا اردلان سرفراز و با توجه به تجربه ای که من دارم و دیده ام اکثریت از آقای جنتی عطایی شروع کردند یعنی درصد بیش تر ترانه سراهای نسل جدید با استفاده کردن از همان فضایی که آقای جنتی عطایی در ترانه هایشان را داشتند و با الهام گرفتن از آنها ترانه را شروع کردند حالا بعضاً این مرحله را پشت سر گذاشتند و به کلام مستقل خودشان رسیدند و یک عده دیگری هم به قدری تحت تاثیر این فضا ماندند که دارند همان مسیر را ادامه می دهند که البته من فکر میکنم برای شروع کردن این مورد شاید خوب باشد اما برای ادامه نه.
مورد مهم دیگری که وجود دارد رویکرد جدید ایرج جنتی عطایی ست در ترانه ای مثل ترانه به من چه،
در این ترانه با اینکه مستقیماً به بطن معضلات اجتماعی اشاره می کند اما باز می بینیم که ترانه از استعاره و شاعرانگی خالی نیست به عنوان مثال تصویر " نیلوفر روی آب" یا " قفس بارون کابوس کبوتر" اینها همه استعاره ها و شاعرانگی هایی ست که ادامه دارد ولی در کنارش ایشان مستقیم به موضوع پرداخته اند این ترانه به نظر بسیار ترانه زیباییست چرا که در آن پا به پای هم استعاره و مستقیم گویی با هم پیش می روند. یا مثلا " تو بهت رعشه و رگ گرد و سوزن" همین کلمه بهت در این ترانه کارکردش بسیار قابل تامل است درست است که بهت می تواند حسی باشد که یک فرد معتاد در لحظاتی ازنشئگی یا خماری تجربه می کند اما این کلمه بهت در ترانه یک کارکرد شاعرانه پیدا کرده یک کار کرد دوسویه.
وآخرین نکته این که شهامت ایرج جنتی عطایی در کارهای جدیدشان قابل ستایش است، همین قدر که آقای جنتی عطایی این شهامت را دارند که وقتی در فضایی کاملاً تثبیت شده و شناخته شده هستند و قلدر حضور چندین ساله داشته اند می آِیند و فضاهای جدیدی را تجربه می کنند، که البته نشان دهنده هوشمندی ایشان است چرا که در این زمان حاضر که انواع و اقسام ترانه هایی که تکرار یک سری کلمات هست تا ترانه هایی که یک سری اصوات بی معنی هستند وارد محدوده ترانه شدند ماندن در فضای ترانه های قدیمی
آقای جنتی عطایی یک مقداری انسان را از مسیر پر سرعتی که ترانه در حال طی کردنش است دورمی کند و به هرحال آقای جنتی عطایی به عنوان یک فرد خلاق این را حس کرده اند که کلامی که در دهه پنجاه استفاده می کردند و فوق العاده هم تاثیر گذار بوده شاید در دهه هشتاد باید کمی تغییر پیدا کند و خوب زمانی که کسی تصمیم می گیرد فضایی جدید و نو را تجربه کند کاملاً به آن تسلط و به بی عیب و نقصی که سالها آن را تجربه کرده است نمی تواند باشد اما مسلما شخصی مثل آقای جنتی عطایی می توانند خیلی سریع تر به آن یک دستی و اقتداری که در کارهای قبلی داشتند برسند. و البته این موضوع قابل اهمیت است که آقای جنتی عطایی سالهاست که از ایران دور هستند و ممکن است خیلی از اصطلاحات برایشان غریب باشد هرچند که فضای اجتماعی ما رو دنبال کنند اما حضور نداشتن در بطن ماجرا برای یک ترانه سرا که با کلام سر و کار دارد آن هم کلام به ترانه ارتباط مستقیم با مردم دارد یعنی حتی از شعر هم بیشتر با مردم ارتباط دارد یا بهتر است بگویم برخاسته از مردم است پس این کار ایشان را سخت تر از کار ما ترانه سراهایی می کند که در داخل کشوریم پس بنابراین اگر ایشان این تجربه ها را انجام می دهند کاری بسیار دشوار تر از کاریست که ما می کنیم چیزی که بسیار روشن است این است که ایرج جنتی عطایی کارش را بسیار خوب بلد است و مطمئنا به زودی اتفاق های تازه تری را در ترانه هایشان خواهیم دید.








ÙØ¸Ø±Ø§Øª0
Post a Comment
بازگشت >>