"در جست و جوی حرفی تازه " آرش افشار

در مقدمه، اشاره به این نکته لازم است که من اگرچه در این یادداشت به انتقاد از ایرج جنتی عطایی می‌پردازم اما چنانکه نوشته‌های پیشینم (در کتاب «مرا به خانه‌ام ببر» و سایت «گل سرخ ترانه») گواهی می‌دهند خود از دوستداران شاعر به شمار می‌آیم و در نتیجه بر ارزش‌های کار او و نقاط قوت فراوانی که دارد (و از آن‌ها سخنی نخواهم گفت) واقفم.
آن‌چه در کار جنتی عطایی قابل انتقاد می‌دانم مسأله‌ای است که گریبان‌گیرتمام بخش‌های موسیقی پاپ ماست؛ از ملودی و سازآرایی گرفته تا ترانه و خوانندگی. تمامی این بخش‌ها دست‌کم از سی سال پیش تاکنون اگر بدون تغییر نمانده باشد، چنان کند و ناهماهنگ با زمانه حرکت کرده که وضعیت موسیقی پاپ، به حال و روز امروز افتاده است. در حال حاضرما به طور عمده دو نوع موسیقی داریم، یکی آن‌چه موسیقی سنگینش می‌نامیم و سراسر تکرار گذشته است و دیگری که موسیقی بازاری‌اش می‌دانیم و جز چیزی بی‌هویت و تاریخ مصرف‌دارنیست.
طبیعتاً ترانه هم از این قاعده مستثنی نیست؛ ترانه‌های ما هم یا دیروزی‌اند و یا آبکی! گیرم در این بین تلاش‌های محدودی هم شده باشد که البته در کلیت این جریان تاثیری نداشته است.
می دانیم که در حدود همان سی چهل سال پیش، برای اولین بار ترانه‌سرایانی ظهور کردند که اصلاً ترانه‌سرا بودند و چیزی که ما امروز به عنوان «ترانه‌ی نوین» می شناسیم نتیجه‌ی کار آن‌هاست. می‌دانیم که اینان هم زبان ترانه را دگرگون کردند و هم حرف‌های نگفته را به این زبان گفتند... اما (جای تاسف است که) این‌جا، هم نقطه‌ی شروع بود و هم نقطه‌ی پایان. ترانه‌ی نوین ما رختی را که در بدو تولد پوشیده بود، هنوز به تن دارد و از هراس این‌که جامه‌ی تازه‌ای بپوشد (انگار)، همان اندازه که بود مانده است و بزرگ نمی شود. اتفاقاً این ثبات و سکون و یا اگر خوش‌بین باشیم حرکت پردرنگ و بطئی، هم درباره‌ی محتوای ترانه صادق است و هم در باب ساختارآن.
شاید آسان‌تر باشد که از ساختار شروع کنیم. توضیح زیادی هم لازم نیست، کار به آن‌جا رسیده که آهنگسازان ما حتا اگر قرار باشد (ابتدا به ساکن) ملودی بسازند، در وزن عروضی و آن هم وزن‌های هزاران بارآزموده شده کار می‌کنند. این اگرچه کم‌مایگی آهنگساز را می‌رساند اما تکراری را که ترانه‌سرا به او تحمیل کرده است را نیز نشان می‌دهد. محدودیت‌ وزنی ابتدایی‌ترین مشکل ترانه‌ی ماست. ترانه‌ی ما از حداقل ظرفیت‌های موسیقی استفاده می‌کند. بدیهی است که موسیقی ضرورتی برای تک‌وزنی بودن ترانه یا برابری مصرع‌ها ایجاد نمی‌کند. اگر ما در قرن بیست و یکم با تعاریف شمس قیسی ترانه می گوییم، مشکل را باید در جای دیگری جست و جو کرد.
در بخش محتوا هم با نظیرهمین مشکلات که اتفاقاً باز از نوعی محافظه‌کاری و هراس‌مداری ریشه می‌گیرد، رو به روییم. کافی است که مثلاً بیست کلمه را از ترانه‌سرایان‌مان بگیریم تا ببینیم (که اگر نه به لال‌بازی) به چه لکنتی می افتند.
تمام این‌ها گفتن حرف پایانی و البته اصلی را ساده‌تر می‌کند. ایرج جنتی عطایی به عنوان یکی از پایه‌گذاران ترانه‌ی نوین و یکی از مهم‌ترین ترانه‌سرایان معاصر آیا این مشکلات را می‌شناسد؟ اگر چنین است برای حل آن‌ها چه گام‌هایی برداشته است؟ روشن است که هر نوع تغییر و تحول و نوآوری از جانب بزرگان ترانه، آسان‌تر پذیرفته خواهد شد. اما آیا این بزرگان حاضربه خطر کردن و عادت‌شکنی هستند؟
آیا هم‌چنان اگر رازقی و عاشقی یا شقایق و عاشق قافیه شدند و واژه‌های آب و آینه و اطلسی را شنیدیم باید دریابیم که با ترانه‌ی جنتی عطایی رو به روییم؟ راستی تا کی باید ترانه و عاشقانه و شبانه و جوانه را در پس هم شنید؟ ... و دراین تنگنای «ساختاری- محتوایی – واژگانی» چند ترانه مثل «درخت» و «چکاوک» مجال ظهور پیدا می‌کنند؟
چند سال پیش بود که ایرج جنتی عطایی گفت: با چشای بی فروغ / میون راست و دروغ / خودمو گم می‌کنم / توی این شهر شلوغ ؟ چند سال پیش با زبانی نو، حرف روزگار را زده بود؟ پس حرف ناب و واژه‌ی تازه‌ی امروز کجاست؟ آیا جنتی عطایی جای وزن‌ نیمایی و اصلاً غیر عروضی و موسیقیایی را در ترانه احساس نمی کند؟ آیا راه تازه‌ای برای استفاده از قافیه یافت نمی‌شود تا واژه‌های ترانه چنین تکراری و نخ‌نما نباشند؟
گمان می‌کنم که انتظار پیش‌گامی و راه‌گشایی در مسیر رشد و شکوفایی ترانه‌ی نوین، انتظاری مشروع ازجنتی عطایی ودیگربزرگانی باشد که این کودک را به شعر و موسیقی ایرانی هدیه کرده‌اند.

آرش افشار
تهران - اردی‌بهشت 85
www.arashafshar.com

نظرات2

*شريف*:

درود آرش جان !
آفرین . این می تواند سرآغاز پرسش های منطفی مخاطب باشد از خالق آثار
.
هرچند به نظر من پاسخ آن می بایست در نزد ما باشد.
چرا که آنان کار خود را کرده اند و اینک بر من و توست که ... بیرق را برداریم .
به هر حال ممنون

6:10 AM  
میثم یوسفی:

درود آرش جان ! فقط به شریف عزیزم بگم که ما بیرق را خیلی وقته برداشتیم. فقط تا جدی گرفته شویم شاید به پیری برسیم. گرچه من اینگونه فکر نمی کنم و امیدوارترم. اما کسانی مثل آقای جنتی با جایگاهی که دارند قطعا می تونن راهگشا تر باشند !

3:09 PM  

Post a Comment

بازگشت >>


 


Home Page

Articles

Poems

Interview

Yadman

News

Archive

Archive

پیام ها

Copyright 2005-2006 Golesorkhetaraneh.com,
Contact : info@golesorkhetaraneh.com