ترانه هایی سرشار از غنای شاعرانه ومتکی به وجوه ادب فارسی"محمدسریر


در طی دویست سال اخیر که از ترانه های ایرانی اعم از قطعات مردمی و وطنی و غیر آن سوابقی بر جای مانده است و بعضاً نیز بعلت فقدان داشتن خط موسیقی در گذشته نغمه های آنها نا مشخص و یا با روایت مختلفی شنیده می شود و همواره اثرات اجتماعی و زندگی کلام بر گروه های سنی و طبقات متفاوت مردم غیر قابل انکار بوده است ، این ترانه ها عموماً بر گرفته شده از زندگی مردمان مختلف در مقاطع تاریخی و اجتماعی متفاوت بوده و در وجه تنزلی آن نگاه عاشقانه را با طبع و سنت شرایط زمانه خود مطرح کرده است . همچنان که از اشعار شعرای هر دوره نیز چنین نگاهی را می توان مورد توجه قرار داد آنچه که در ترانه های دوره های مختلف محوریت داشته و دارد صراحت روانی و تاثیر گذاری مستقیم بر روی طیف گسترده ای از طبقات جامعه است در واقع اگر چه شاعر نظری ویژه به گروه سنی یا طبقه خاصی از جامعه داشته لیکن با زبان طیف وسیعی از جامعه اقبال شاعرانه خود را بیان نموده است.
ترانه در جامعه امروز ما نیز جایگاهی ویژه به دست آورده و تاثیر آن بر فرهنگ جامعه به ویژه نسل جوان در مقایسه با سایر هنر ها به مراتب بیشتر است. از آن جایی که نسل ما آمال و خاطرات خود را در این ترانه ها جستجو می کنند امروز آنچه که به عنوان کمبود و خلاء محسوس در حوضه موسیقی کلامی محسوس است خلق و ارائه فضاهای دراماتیک در قالب های کلامی و مفهومی پیوند یافته با ادبیات کهن می باشند.
هنوز هم ترانه های نسل گذشته پس از یک دوره گذر در تجربه های نه چندان موفق به عنوان الگو و نمونه اندیشه امروزی خلاقه و در حوضه ترانه سرائی مورد توجه و نظر مخاطبان این گونه آثار به ویژه نسل جوان است.
شبی بی پروا ا زعشق پاکم به تو بیهوده حکایت کردم
از این تنهایی غم رسوایی برایت آن شب شکایت کردم
-۱۳۴۷-

این فضا سازی و شکوه عاشق به معشوق در حوضه ترانه سرایی ولزوم روائی و سادگی و حضور نوعی صمیمیت در پیام انعکاسی در یک بیان صادقانه است ، که در اینگونه ترانه ها مخاطب انتظار آن را دارد و این بیان و اعتراف به عشق و غم مطلع شدن دیگران در عرف آن زمان که نوعی رسوایی به حساب می آمد اگرچه با زبان ساده و به طور مستقیم (( نه آنگونه که در ادبیات کهن با پیچیدگی ها و ایهام خاص آن شیوه )) مطرح شده ولب بیان یک احساس پاک و عمیق است، از یک دلدادگی جوانانه، از آن جریانات حسی درونی که عموم مردمان به ویژه اهالی مشرق زمین در دوران های سنی بعدی نیز با خاطرات آن زندگی می کنند و این همان راز و رمزی است که در ترانه های ایرج جنتی عطایی نهفته است، که نه تنها جوان امروزی عواطف و خاصه های حسی خود را در آن می جوید بلکه نسل های گذشته نیز لحظه های شیرین خاطرات خود را با آن تکرار می کنند.

آن شب غمگین گریه کردم
آن شب سرد مه آلود
بی تو از دنیا گذشتم
سرنوشت عشقم این بود!
-۱۳۴۷-

در این جا شاعر به روانی احساسی را بیان می کند که علی رغم آنکه شانه به شانه ی زبان محاوره حرکت می کند ولی سرشار از غنای شاعرانه و متکی به وجوه فنی ادب فارسی است ضمن اینکه در عمیق ترین لایه های حسی مخاطب به خاطر آشنایی هرکسی در زندگی خود حتی برای یک بار این تجربه تلخ تاثصر می گذارد.
ایرج جنتی عطایی توانسته با قرار داشتن در فضایی مناسب برای دریافت مطالبات حسی مطلوب گام های بسیار بلندی به سوی ترانه های ناب واصیل بردارد، شاید هم نشینی او با نغمه های غنی، جذاب آهنگسازان گذشته و آنچه که او در مورد بسیاری از آثار گذشته اش برایش فراهم بود و آن پیوند های حسی و فکری میان آهنگ و شاعر توانست ظرفیت های خلاقه او را بارور تر نماید و امروز ذخائر ارزنده از ترانه های او در اختیار علاقه مندان است لیکن هنوز با همین دستمایه های برجای مانده از آثار ادبی و هنری ایرج جنتی عطایی می توان به توان هنری و طبع روان و احساسات انسانی و عمیق این ترانه سرای ارزنده تمام نسل ها پی برد.

 


Home Page

Articles

Poems

Interview

Yadman

News

Archive

Archive

پیام ها

Copyright 2005-2006 Golesorkhetaraneh.com,
Contact : info@golesorkhetaraneh.com