|
مدتهاست شاهد به بازار آمدن آلبوم ها و ترانه هایی
هستیم که کلام نا پخته ی خود را پلی می دانند به سمت برقراری ارتباط با
عموم طبقات سنی جامعه . ترانه هایی که خود را teenage می نامند و با تکیه
بر تنظیم های(arrangement) آنچنانی و کلیپ های آنچنانی تر !! بازار ترانه و
موسیقی را در دست گرفته و موجب پایین آمدن سطح سلیقه ی جامعه مخاطب این
گونه از ترانه شده اند . همه ی ما ترانه ی «ماچ» را شنیده ایم ، همینطور
«pop corn» رو و ... .
موضوع وقتی غم انگیز تر می شود که خوانندگان این ترانه در پاسخ به انتقادها
می گویند : «جامعه این ترانه ها را می پسندد .»
(نگارنده ( نگارنده ها ) بر این باور است که ترانه ی teenage می تواند در
کنار سادگی(ونه سطحی بودن!) از کلام محکم و استواری برخوردار باشد و به این
ترتیب است که این نوع ترانه می تواند باعث ارتقا سلیقه ی مخاطب عام بشود .)
بیش از یک سال پیش ودرست هم زمان با اوج گرفتن این دسته از ترانه ها بود که
آلبوم « یه قطره دریا» به بازار آمد . این آلبوم ترانه ای داشت به نام «
لوند» با کلام «ایرج جنتی عطایی» . از همان ابتدا مشخص بود که هدف تهیه
کنندگان آلبوم از ارایه ی این ترانه برقراری ارتباط با نسل نوتر مخاطب است
و همچنین جا نماندن از بازار آن دوره ی ترانه ، که با زمزمه شدن آن در بین
تمامی اقشار جامعه و حضور دلچسب وچشم گیرش در بازار آن روز ترانه به نظر می
رسید که در نیل به این مهم موفق بوده اند . با توجه به این که «لوند» از
منظر کلام دچار کاستی ها و نواقص ترانه هایی که در بالا به آن ها اشاره شد
نبود و ترانه سرا برای برقراری این ارتباط گسترده از مواضع خود فروگذار
نکرده و تن به سطحی گرایی نداده بودو همچنین با توجه به تکرار این تجربه
توسط همین گروه در ترانه ی «ما همونیم» از آلبوم تازه انتشار یافته ی «به
من چه» ما را بر آن داشت تا پس از گذشت این چند مدت از به بازار آمدن «لوند»
به بازخوانی آن بپردازیم و عوامل موفقیت این ترانه را دوره کنیم :
تو از چرخش یک رقص ، تو خلوت شبانه
یا از متن یه تصویر ، لوند و دلبرانه
تو از کجا شکفتی ؟ تو از کجای قصه
که شب نیلوفری شه ، مثه دنیای قصه
از آفاق کدوم قصه شکفتی
که هم پرواز رویا نازنینی
که مثل شوق آزادی زلالی
مثه حس رهایی دلنشینی
شب از اسم تو گلبارون ، من از عطر عبور تو
نگاه آینه پر شد از ، گل سرخ حضور تو
ردای عشق پوشید ، شب خاکستری پوش
چراغون شد از آغاز ، حریم سرد آغوش
من و خاکستر شعر ، تو و گلباد روشن
به بادم دادی اما ، نجاتم دادی از من
ترانه ی «لوند» در سال 1381 در گیر و دار تولید آلبوم «یه قطره دریا» و
احتمالا برای تبدیل شدن به اثری متفاوت تر از سایر ترانه های موجود در
آلبوم سروده شده است .
این ترانه با یک سوال آغاز می شود . جملات سوالی دغدغه ی همیشگی ترانه های
«ایرج جنتی عطایی» بوده اند . وی درآغاز چند ترانه دیگر نیز مشخصا از جملات
سوالی استفاده می کند :
سبد – ابراهیم حامدی
تن تو کو ؟ تن صمیمی تو کو ؟
خوابم یا بیدارم – فایقه آتشین
خوابم یا بیدارم ؟ تو با منی با من
همراه و همسایه ، نزدیکتر از پیرهن
خاتون – ابراهیم حامدی
کدوم عاشق ، کدوم شاعر ، کدوم مرد
تو رو دید و به یاد من نیفتاد ؟
چکاوک – داریوش اقبالی
کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم ؟
پشت کدوم سد سکوت پر می کشی چکاوکم ؟
اما تفاوتی که آغاز این ترانه با ترانه های ذکر شده در بالا دارد شیوه ی
مطرح شدن سوال است . به این ترتیب که بیت اول ترانه تنها به خلق تصاویری
رویایی می پردازد و به تنهایی پرسش را برای مخاطب تکمیل نمی کند ، اما با
شروع بیت دوم و نیم مصرع «تو از کجا شکفتی» ، بیت اول وجه پرسشی خود را به
دست می آورد که این عمل ( کامل نبودن جمله در بیت اول ) ناباوری و بهت راوی
از آمدن و شکفتن معشوق را به نمایش می گذارد . این ناباوری وقتی نمود
بیشتری پیدا می کند که به واژه ی «قصه» به عنوان ردیف در بیت دوم این بند*
توجه کنیم .
با رسیدن به بیت بعدی با پرسش دیگری روبه رو می شویم . سوالی از جنس پرسش
اول که در تکمیل فرم ترانه نقش به سزایی دارد . به این ترتیب که تمامی
ابیات بعد از بند اول منجر به ایجاد همین پرسش می شود . پرسشی بلند با این
مضمون واحد :
«از آفاق کدوم قصه شکفتی که این گونه هستی ؟» . ترانه در سه مصراع پایانی
بند دوم و بند های بعدی به تشریح همین چگونگی معشوق می پردازد و بدین ترتیب
سعی در دقیق تر کردن پرسش خود دارد. پرسشی بلند که ترانه را به پایان می
رساند و البته هیچ گاه به پاسخ نمی رسد .
یکی از مواردی که به ایجاد فرم مناسب در این ترانه منجر شده تغییر وزنهای
به جا در کل ترانه است . ترانه در بند اول با وزن «مفاعیلُ فعولن» آغاز می
شود و در بند آخر با همین وزن به پایان می رسد . در بندهای دوم و سوم و ،
دو وزن جدید دیگر نیز تجربه می شود ، البته هر دوی این وزنها در بحر بند
اول و آخر ترانه هستند : «مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن» در بند دوم و «مفاعیلُ
مفاعیلُ» در بند سوم . با توجه به اینکه این ترانه بر روی ملودی نوشته نشده
است ، تجربه ی سه وزن در این چند بیت دست آهنگساز را برای مانور و ایجاد
ملودی های متفاوت و پیشبرد ترانه باز گذاشته است .
نوع روایت ترانه ی «لوند» تا حدود زیادی وامدار فرم این ترانه می باشد . با
دوباره خوانی ترانه می توان به این نتیجه رسید که «شکفتن معشوق» در جزء جزء
این ترانه بی کم و کاست وجود دارد . همینطور برای باور پذیر شدن این روایت
شاعر در اکثر ابیات به طور مستقیم و یا غیر مستقیم معشوق خود را به گل( که
شکفتن را به خوبی به ذهن می رساند) تشبیه کرده است :
تو از کجا شکفتی ...
از آفاق کدوم قصه شکفتی ...
شب از اسم تو گل بارون ...
گل سرخ حضور تو ...
لازم به ذکر است که نمی توان به آسانی از روایت های درونی این اثر چشم پوشی
کرد .
در بیت دوم از بند اول ترانه ( تو از کجا شکفتی ) ، راوی محلی از قصه که
معشوق از آن جا شکفته را جستجو می کند . هنگامی که در مصراع بعدی همین بیت
، شاعر نیلوفری شدن شب را از حضور معشوق می بیند و در واقع معشوق را به طور
غیر مستقیم به ماه تشبیه می کند و از طرفی دیگر با توجه به این که به طور
طبیعی محل شکفتن و طلوع ماه از آفاق آسمان است ، راوی جوابِ سوال اول خود
را می یابد و بلافاصله در بیت بعد پرسش خود را تغییر داده و می پرسد «از
آفاق کدوم قصه شکفتی» ، به این ترتیب پرسش کلیدی فرم با استفاده از جواب
سوال قبلی مطرح می شود . پرسشی که جواب سوال اول را نیز با خود همراه دارد
.
این نوع روایت درونی با توجه به نمونه های کمِ موجود ، در ترانه ای با این
مشخصات و ویژگی ها قابل توجه است . همچنین می توان به روایت درونی دیگری
نیز اشاره کرد :
در بیت دوم از بند دوم رعایت زمان در حرکت از «شوق آزادی» به سمت «حس رهایی»
بسیار دلنشین است . همانطور که واضح است «حس رهایی» الزاما بعد از «شوق
آزادی» ایجاد می شود و رعایت ترتیب زمانی این دو در دو مصراع پی در پی موجب
شده است که این فاصله ی زمانی به خوبی احساس گردد.
نکته ی دیگر در زبان ترانه ی «لوند» به کار بردن شکل های مختلف گفتاری یک
واژه در فاصله های نزدیک به هم است که با توجه به رخ دادن این مسئله در
محاوره ، زبان را دچار سستی نکرده است :
تو از چرخش یک رقص ، تو خلوت شبانه
یا از متن یه تصویر ، لوند و دلبرانه
« یک» و «یه» در بیت بالا و «مثل» و «مثه» در بیت زیر :
که مثل شوق آزادی زلالی
مثه حس رهایی دلنشینی
همچنین موضوع دیگر ی که می توان بدان اشاره داشت حذف های بسیار به جایی است
که در بیت چهارم اتفاق افتاده و از تکرار واژها و تکراری شدن مصراع ها
جلوگیری نموده است:
شب از اسم تو گلبارون {شد }
من از عطر عبور تو { گلبارون شدم }
مورد قابل ذکر دیگر ، استفاده از واژه ی «هم پرواز» در بیت سوم است . «هم
پرواز» در مصراع « که هم پرواز رویا نازنینی» به معنای «هم اندازه» به کار
برده شده اما به دلیل اینکه از دیربازِ شعر و محاوره ی جامعه «در رویا بودن»
را به «پرواز کردن» تشبیه می کرده ، بسیار به جا و مناسب واژه ی «هم پرواز»
به جای «هم اندازه» استفاده شده است .
یکی از نقاط قوت «لوند» پایان بندی ترانه است . تصویری بکر و زیبا که
همچنان به شکفتن اشاره دارد . شکفتن در اوج نا امیدی و ناباوری . در این
بیت ، راوی ترانه ی خود را از ابتدا تا انتها آتشی می داند که اکنون به
خاکستر نشسته است و معشوق همانند نسیمی گل افشان بر این خاکستر بی جان می
دمد و دوباره شعله ورش می سازد . همینطور که مشاهده می شود معشوق در اینجا
هم صفت"گل" را به همراه خود دارد .
اما کمی هم بشنویم از موسیقی ترانه. باید اعتراف کرد که بیژن مرتضوی در طی
این چند سال با عوامل تاثیر گذار در موفقیت یک ترانه بخوبی آشنا شده
وتوانسته به عالی ترین شیوه ی ممکن – و در کارهایی نه چندان کم تعداد- این
عوامل را به کار گیرد. آنچه که در شنود اول ترانه به نظر می آید، ریتم
سرزنده و پر تحرک آن است. ریتم 6/8 ترانه با تمپوی نسبتا بالا، به همراه
استفاده ی بجا و استادانه از ریتم گیتار در کنار تنظیم تحسین بر انگیز اثر،
جملگی عواملی اند که حضور همزمان آنها می تواند تضمینی باشد بر موفقیت یک
ترانه. به ندرت می توان ترانه ی 8/6 ی با تنظیمی اینچنینی یافت که در آن از
سازهای زنده و اکوستیک استفاده شده باشد؛ اما ای کاش این مساله در تمامی
کار رعایت شده بود و ما سولوی بی نظیر ابتدای ترانه را نیز با صدای پن فلوت
(Pan Flute) واقعی (و نه سینتی سایزری) می شنیدیم. شاید این مساله برای
مخاطب عام چندان حایز اهمیت نباشد، اما زمانی که در ویدئوی ترانه می بینیم
که نوازنده ای پن فلوت به دست در حال نواختن است – و با در نظر گرفتن اینکه
سولو، دو صدایی بوده و ملودی فاصله اول و سوم به طور همزمان به گوش می رسد
– پذیرش آن قدری دشوار تر می گردد.
نکته ای که در پایان بد نیست به آن اشاره شود استفاده ی واژه ی «لوند» در
این ترانه است که به عنوان اسم این ترانه نیز انتخاب شده . واژه ای که
تقریبا فراموش شده بود یا حداقل توسط افراد کمی و در موارد اندکی استفاده
می شد ، «ایرج جنتی عطایی» این واژه را در زبان و فضایی مناسب در این ترانه
به کار برده . بی راه نیست اگر بگوییم که این استفاده ، لوند رابار دیگر به
روزمره ی فارسی زبانان باز کردانده است .
روزبه آزادی ، محسن آزادی ، مهدی ایوبی ، صفا هراتیان
..................................................
* - برای آسانی بیشتر ، ترانه را بر مبنای وزن ابیات به چهار بند قسمت کرده
ایم که در نوشتار ترانه در متن ، این چهار بند قابل تشخیص اند. |