علی احمدی متولد سال 1/6/1353 در تهران است. فارغ التحصیل رشته ی اقتصاد نظری
ترانه سرایی را از سال 1378 شروع کرده و از اعضاء ثابت خانه ی ترانه می باشد . دومجموعه ترانه به نامهای باهار خانوم ( 1380) و حلالم کن به یک لبخند ( 1382) از او منتشر شده است .


 

ترانه ی لبخند

سهل اما ممتنع
علی احمدی
labkhand@golesorkhetaraneh.com

در کارهای اخیر ایرج جنتی عطایی یک نوع نگاه صمیمی و جدی که در زبان ترانه اش به صورت ساده ولی عمیق جلوه گر می شود ، را شاهدیم .

توی تنهایی یک دشت بزرگ که مثه غربت شب بی انتهاست
یه درخت ِ تن سیاه ِ سر بلند آخرین درخت سبزِ سر پاست

در نظر اول بسیار ساده و دم دستی می نماید ولی همانطور که می دانید حقیقتا یک ترانه ی خوب، ترانه ای سهل و ممتنع است .

گریه کنم یا نکنم آخر ماجرا رسید
گریه کنم یا نکنم قصه به انتها رسید

خوشبختانه ترانه در نزد ایرج مانند یک موجود زنده به حیات و بالندگی طبیعی خودش ادامه می دهد به عنوان مثال کار ایرج با ترانه هایی از قبیل " به خاطر آور که آنشب به برم ، گقتی که بی تو ز دنیا بگذرم " شروع می شود که زبان در آن کاملا قدمایی است ( وجود واژگانی از قبیل : به بر ، کنون ، ز ، مگو ) که می توان از آن به عنوان دوره ی خردسالی زبان ترانه ی ایشان نام برد و سپس همپای تغییر و تحولات اجتماعی آن دوره به حیات و بالندگی خود ادامه می دهد و به نوعی آثار وی بازتاب درستی از آن دوره ی پر تب و تاب ایران است .

در دوره ی بعدی زبان ترانه های وی به پختگی و انسجام بیشتری می رسد مانند جوانی هر شخص که پر از آمال و آرزوهای بزرگ و تغییر دادن مناسبات اطرافیان خویش می باشد ، لبریز از این شور و نشاط است . تا اینکه با دوره میانسالی ترانه های وی که با مهاجرت ایشان مقارن می شود روبرو می شویم . این متغیر خود خواسته سرمنشا ترانه هایی با نگاهی خاص می شود که این امر را نگارنده وقفه ای در رشد زبان ترانه های ایشان تلقی می کند . هر چند این موضوع نیز در سیر بالندگی طبیعی این زبان قابل توجیه و تبیین می باشد . موضوع مهاجرت در زبان ترانه های ایرج کم رنگ شده ولی تاثیر خود را در دوره ی کهنسالی که به زعم نگارنده دوره ی تکامل ترانه های ایرج می باشد گذاشته است .

در این دوره از ترانه های وی ما با یک زبان شسته و رفته ، موجز وعمیق و ساده روبرو هستیم که با کمترین کلمات بیشترین تاثیر را در مخاطب گذاشته و قابل زمزمه می شود .

گریه نمی کنم ، نرو بغض نمی کنم ، بشین
حرف نمی زنم ، بمون آه نمی کشم ، ببین
و
به من چه سرخی میخک رو مهتاب به من چه رقص نیلوفر روی آب
قفس بارونه کابوس کبوتر به من چه کوچه باغ شهر سهراب
و
وقتی به مستی می رسم وقتی خراب ِ می میشم
وقتی رو دیوارای شب دلتنگیم و خط می کشم

مباحث مطرح شده در این نوشتار، قابلیت شرح و بسط بیشتری داشته که در شماره های بعدی به طور مفصل بدان خواهم پرداخت .