سعید کریمی متولد سال 24/10/1357 در همدان است. ترانه سرایی را از سال 1380 شروع کرده و از اعضاء فعال خانه ی ترانه می باشد . از ترانه های اجر ا شده ی وی می توان به نگو نه ، بارونی ، تو و دستات دیگه نیستید ، گریه کن و . . . اشاره کرد .


 

ترجمان آینه
یادداشتی بر ترانه ی " وقتی تو گریه می کنی "

سعید کریمی
ayeneh@golesorkhetaraneh.com

وقتی تو گریه می کنی ، ثانیه شعله ور می شه !
گُر می گیره بال ِ نسیم ، گلخونه خاکستر می شه !

وقتی تو گریه می کنی ، ترانه ها بم تر میشن
شمعدونیا می ترسن و آینه ها کمتر می شن

وقتی تو گریه می کنی ، ابرای دل نازک ِ شب ، آبی می شن برای تو
ستاره ها می سوزن و مثل ِ یه دسته رازقی ، پر پر میشن به پای تو

وقتی تو گریه می کنی ، غمگین میشن قناریا ، بد میشه خوندن براشون
پروانه ها دلگیر می شن ، نقش و نگار می ریزه از ، رنگین کمون ِ پراشون

وقتی تو گریه می کنی ، شک می کنم به بودنم
پر می شم از خالی شدن ، گم می شه چیزی از تنم

اسیر ِ بی وزنی میشم ، رها شده تو یه قفس
کلافه می شم از خودم ، خسته می شم از همه کس .

1- گرایش به قطب استعاری برای رسیدن به زبان ادبی و عبور از زبان خودکار در کلیت ترانه بسامد بالایی دارد ،
ثانیه شعله ور می شه ! ، بال ِ نسیم ، شمعدونیا می ترسن ، ابرای دل نازک ِ شب ، ستاره ها می سوزن و مثل ِ یه دسته رازقی ، رنگین کمون ِ پراشون

2- برخی بندهای این ترانه به نوعی یاد آور ِ ترانه ای دیگر از ایرج است ، که در اینجا با اجرایی دیگر از آن مواجه هستیم :
ستاره پرپر می کنی ، ای نازنین گریه نکن
پروانه آتش می زنی ، تو این چنین گریه نکن ( گریه نکن )

3- نام ترانه که یک جمله ی کامل است یکی از نقاط قوت این ترانه است ، جمله ای ساده و خبری که فضای کلی ترانه را ترسیم می کند و در ذهن ِ محاطب می ماند ، آنچه در این جمله بسیار هوشمندانه به نظر می رسد ، آوردن ِ ضمیر " تو " در آن است ، که جدا از ضرورت ِ وزن ، کارکرد معنایی خوبی در این ترانه یافته است ،
وقتی تو گریه می کنی و نه هر کس ِ دیگر ! که در اجرا نیز با اکسپرشنی صحیح از جانب ِ خواننده همراه شده است .

4- اصطلاح بم تر شدن در بند دوم بسیار به جا و تازه و غافل گیر کننده است و قرار گرفتن آن در قافیه باعث برجسته سازی بیشتر آن برای شنونده می شود .

5- بند سوم و چهارم ترانه به ضرورت ِ ملودی ، به صورت مثلث سروده شده است ، در هر دوی آنها پیوستگی و اتمام معنای هر بند در قافیه به خوبی رعایت شده و گسست ملودیکی و معنایی در این بند برای شنونده ای که به بندهای دو و چهار مصراعی عادت دارد ، حس نمی شود .

6- از لحاظ روایت ، ترانه در یک نقطه ایستاده است ( موضوعی که در نماهنگ ِ این ترانه نیز رعایت شده است ) و تنها در بند پنجم و ششم شخصیت و کنش راوی در تعامل با موضوع روایت نمود پیدا می کند . البته تعویق این نمود تا نیمه ی پایانی ترانه خالی از لطف نبوده است .

7- بیان نقیض ( پاردوکسیکال ) در " پر می شم از خالی شدن" و" رها شده تو یه قفس " به خوبی در بستر اثر جا افتاده است .

8- در بند پنجم " چیزی " موتیفی است که تعلق خاطر ترانه سرا در چند سال اخیر است و با توجه به گستره ی حوزه ی تاویل کارکردهای فراوانی می تواند داشته باشد که البته نمونه ی این کارکردها را در زبان محاوره و روزمره بسیار شنیده ایم :
ــ عجب چیزیه !
چیز در اینجا با توجه به لحن و موقعیت گوینده ، می تواند به معناهای بیشماری پیوند یابد . در ترانه هایی که احتمالا بعد و یا همزمان با این ترانه نوشته شده است ، این موتیف کارکرد بهتر و پخته تری نسبت به این بند یافته است :

چیزی به من از باران چیزی به من از پرواز
چیزی به من از گریه چیزی به من از آواز
می بخشی و می خوابی بر بستری از اعجاز ( روزنه )

دلبرکم چیزی بگو به من که از گریه پُرم
به من که بی صدای تو از شب شکست می خورم ( چیزی بگو )

چیزی نگو به آینه با رازقی حرفی نزن
برای بار ِ آخرین تنها نگاهی کن به من ( گریه کنم یا نکنم )

به من چیزی بده از موج و شبنم به من چیزی بده از ماه و ماهی
صدایم کن که در واشه به رویا که رد شم از شبستان ِ تباهی ( ستاره )

نمونه هایی از این استفاده را در اشعار کلاسیک نیز می توان یافت

چنان چیزی که در خاطر نیاید چنانستم ، چنانستم ، من امروز
و
گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم گفت آن چیز ِ دگر نیست دگر ، هیچ مگو( مولانا )

9- نکته ای که در چند بار شنیدن ِ این ترانه حس می شود سکون ِ روایت در این ترانه است ، تمام بندها واریاسیونهایی از تم ِ مرکزی این ترانه اند " وقتی تو گریه می کنی " این واریاسیون ها نیز در فضاهایی بسیار شبیه به هم اتفاق می افتند و تنها در دو بند پایانی حرکت نسبی به چشم می خورد . به نظر می رسد که این رکود مخاطب را از لمس زیبایی ها و تکنیک های بندهای بعدی باز دارد و تنها " وقتی تو گریه می کنی " در ذهن ِ مخاطب رسوب کند که این شیوه مسلما سیاق و روشی عامدانه از سوی ترانه سرا بوده است ، که می توان در گفتاری مستقل درباره ی آن به گفت و گو نشست و تعامل آن را با ملودی و تنظیم اثر به کنکاش گذارد .
سعید کریمی

ترانه های مورد اشاره در این یادداشت :
1- وقتی تو گریه می کنی ، آهنگساز : سیاوش قمیشی ، خواننده : ابراهیم حامدی
2- گریه نکن ، آهنگساز : فرید زلاند ، خواننده : ابراهیم حامدی
3- چیزی بگو ، آهنگساز : سیاوش قمیشی ، خواننده : ابراهیم حامدی
4- روزنه ، آهنگساز: فرید زلاند ، خواننده : داریوش اقبالی
5- گریه کنم یا نکنم ، آهنگساز و خواننده : بیژن مرتضوی
6- ستاره ، آهنگساز و خواننده : بیژن مرتضوی