|
با كتاب ِ پدر بزرگ ِ من
قصه ی رویش ِ تباهی هاست
قصه ی امتداد ِ شب تا شب
قصه ی ممتد ِ سیاهی هاست
.
.
.
با من اما سبد سبد میوه
از درخت ِ غرور ِ باغستان
کوزه کوزه زلال ِ نور و عشق
برای قلب ِ تشنه ی انسان
در دیاری که نه تنها اندیشه گریزی ، بلکه اندیشه ستیزی سالها و قرنهاست
نهادینه شده و به سنتی دیر پای بدل گشته و در گونه های گوناگون و با ریشه
ای یکسان نمود یافته است ، ترانه خجسته مجالی ست برای فریاد ، فریادی تا
روشنای بیداری ، برای آنانی که از خاموشی و انفعال به تنگ آمده اند .
و شگفت نیست اگر جماعتی بر این فریاد بیاشوبند و برآن شوند که ترانه را
خاموش یا به منجلابِ دنیای کوچک خود بکشانند ، مگر شنیده نشود . باری به
گواه تاریخ اینان عبث بر این طبل می کوبند و می کوبند و . . .
ترانه ی ایرج جنتی عطایی نمایه ایست از این فریاد ِ بی وقفه بر بلندای
روزگار .
ترسم از بی رحمی ِ شب نیست
ترسم از دلتنگی ِ فرداست
ترسم از شب مرگی ِ آواز
ترسم از تدفین ِ قمری هاست .
" گل ِ سرخ ِ ترانه " خجسته فرصتی ست برای همراه شدن با ترانه و ترانه
سرایی ایرج جنتی عطایی .
یکی از اهداف مهم گل سرخ ترانه فراهم آوردن محیطی برای ارائه ی آرا و
دیدگاههای مختلف درباره ی آثار ایرج جنتی عطایی و ترانه و ترانه سرایی است
. به هیچ عنوان قصد ما این نیست که کمیته یا جمعی تشکیل دهیم تا به دیکته
کردن افکار خود بپردازیم و خط مشی جزمی تعیین کنیم و در سطر سطر نوشته
هایمان به دنبال اثبات آن باشیم ، هرگز !
قصد تعریف و تمجید بی جا و یک جانبه نگری نداریم ، از آن دست که متاسفانه
در این مرز و بوم پیشینه ای طولانی دارد . دوباره از این فرصت استفاده و
یادآوری می کنم که از تمامی دوستان صاحب نظر و علاقه مند دعوت می شود تا
نوشته ها و نظرات خود را در صورتی که به نوعی پیرامون ایرج جنتی عطایی باشد
، به این سایت بفرستند تا در شماره های بعد از آنها استفاده شود . هدف نقد
، تحلیل ، تحقیق و بررسی از جوانب و سلایق مختلف است و ملاک در این میان
تنها ارزش فنی و ادبی نوشته است و بس و نه صرفا تعریف و تمجید.
از آنجا که موضوع ترانه و ترانه سرایی اساسا به رغم اهمیت ِ آن ، فاقد
پیشینه ی نقادی و تحلیل ادبی است و تنها در چند سال اخیر به این موضوع به
طور جسته و گریخته و بیشتر از منظر شخصی پرداخته شده است .از این رو هر
گونه حرکتی در این باب قاعدتا نمی تواند خالی از کم و کاست باشد ، در هر
صورت منتظر انتقادات سازنده ی شما هستیم و به طور جـِد از هر نظری که خالی
از غرص باشد استقبال می کنیم .
شب شیشه ای
ما به هم محتاجیم
مثل دیوونه به خواب
مثل گندم به زمین
مثل شوره زار به آب
ما به هم محتاجیم
مثل ما به آدما
مثل ماهیا به آب
مثل آدم به هوا
دستامون از هم اگه دور بمونه
شب شیشه ای دیگه نمیشکنه
از تو این شیشه ایٍ همیشگی
خورشید مقوایی سر می زنه
به عزای دوری دستای ما
کوچه ها، ساکت و بی صدا میشن
بوی رخوت همه جا رو میگیره
همه ی درها، به غربت وا میشن
جاده ها مون، که به خورشید میرسن
مثل تاریکی، بی انتها میشن
ما به هم محتاجیم |